زمین لرزه، درماندگی رژیم و قدرت همبستگی مردم

22 +
Source: Youtube

بعد از آنکه زمین لرزه ای با قدرت ۷.۲ ریشتر در شبانگاه یکشنبه ۲۱ آبان ماه بخش های نسبتا وسیعی از مناطق کردستان ایران و عراق را لرزاند، مردم ساکن در شعاع تخریبی این زلزله همچنان با پیامدهای فاجعه بار آن دست و پنجه نرم می کنند. از آنجا که مرکز این زمین لرزه شهرک "ازگله" در استان کرمانشاه بود، بیشترین تلفات و ویرانی ها را در همین منطقه از خود بجای گذاشت. با اینکه بعد از چهار روز هنوز عملیات بیرون آوردن اجساد از زیر آوار به پایان قطعی خود نرسیده است، اما بنا به گزارش ها تاکنون ۴۷۴ نفر در اثر وقوع این زلزله جان خود را از دست داده، حدود ۱۰ هزار نفر زخمی و مصدوم شده و ده ها هزار نفر نیز آواره شده اند. در حالی که مردم مناطق زلزله زده از همان لحظات نخست به عملیات آوار برداری برای بیرون آوردن عزیزانشان از زیر آوار و نجات جان آسیب دیدگان، به کمک های اولیه پزشکی و درمانی و ... نیاز فوری داشتند، اما رژیم جمهوری اسلامی اوج استیصال و درماندگی خود را در امر کمک رسانی به قربانیان این سانحه طبیعی به نمایش گذاشت. این تنها شاهدان عینی و نیروهای سیاسی اپوزیسیون نیستند که از درماندگی نهادهای حکومتی در مقابله با پیامدهای این زلزله سخن می گویند، بلکه روزنامه های چاپ تهران که زیر تیغ سانسور رژیم به چاپ می رسند به گوشه هایی از این حقایق اعتراف کرده اند.


روزنامه شهروند در سرمقاله در روز چهارشنبه ۲۴ آبان، سه روز بعد از وقوع زلزله، ضمن اشاره به واكنش منفعلانه‌ ی صدا و سيمای رژیم در انعکاس اخبار مربوط به زلزله نوشته است. " هيچ چيز بدتر از بی ‌سازمانی ما در برخورد با شرایط پس از زلزله، نشانگر ضعف و نااميدی و انفعال ما نيست. هيچ‌ چيز بدتر از اين نيست كه ببينيم يك مادر با دستان خود درحال برداشتن يك سنگ از تل بزرگی از خاك و مصالح ساختمانی آوار شده است تا بلكه خانواده خود را در قعر اين تل زنده يا مرده بيرون آورد و در عين حال ده‌ها امدادگر بدون امكانات كافی ناتوان از انجام اقدامی موثر، نظاره‌ گر اين وضعيت ناتوانی باشند." روزنامه همدلی نیز طی مطلبی نوشته: "باید از هلال احمر و وزارت کشور گرفته تا ستادهای رنگ به رنگی که کارشان همین است، پرسید که چرا کمبود آمبولانس، پتو و اقلام حیاتی مانند چادر، آب، کنسرو، شیر خشک، دارو، پوشک و نوار بهداشتی را مردم باید تامین کنند؟ آیا این نهادها و متولیان امر نباید پاسخ بدهند که چرا انبارهای اضطراری ستاد بحران وزارت کشور و هلال‌احمر برای یک بلای طبیعی در یک بخش ایران هم کافی نبوده و مردم سه شب در سرما و گشنگی خوابیده‌اند؟"


این گزارش ها نشان می دهند که نهادهای حکومتی در عملیات امداد و نجات که علی القاعده بایستی در لحظات اولیه انجام گیرند و هدف نجات جان مصدومین و افرادی است که در زیرآوارها گرفتار شده اند تا چه اندازه کند و مستأصلانه عمل کرده اند. به گفته کارشناسان، در عملیات امداد و نجات از ۲۴ ساعت اولیه پس از زلزله، به عنوان زمان طلایی در نجات یاد می شود. هرچه از زمان طلایی بگذرد احتمال زنده ماندن افراد زیر آوار کمتر میگردد. لذا دقایق و بلکه ثانیه ها در عملیات امداد و نجات سرنوشت ساز هستند. بنابراین در زلزله استان کرمانشاه یکی از عوامل افزایش تلفات جانی کندی نهادهای حکومتی در انجام عملیات امداد بوده است.


اما درماندگی رژیم در انجام عملیات امداد و نجات، و کندی در ارسال کمک های اولیه تنها عامل بروز بحران انسانی بعد از وقوع زلزله در استان کرمانشاه نیست. درجه بالای آسیب پذیری مردم این منطقه در برابر این سانحه طبیعی ریشه در مناسبات تولیدی سرمایه داری دارد که این مناسبات تحت حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی ابعاد ویرانگرش مرزهای ناشناخته ای پیدا کرده است. ابعاد فقر و فلاکت اقتصادی، عدم امنیت شغلی مردم، ناامنی اجتماعی، سکونت در محل های نامناسب، زندگی کردن در ساختمان های خطرناک ناشی از فقر اقتصادی، شانه بالا انداختن دولت در برابر خدمات اولیه ای که باید انجام دهد، همه از عواملی هستند که پیامد سانحه ای مانند زلزله در استان کرمانشاه را به یک بحران انسانی تبدیل می کند.


سوانح طبیعی در مناسبات سرمایه داری، در نظامی که منابع ثروت و قدرت در دستان اقلیت سرمایه داران و دولت قرار دارد همواره بیشترین قربانیان را از اقشار محروم جامعه می گیرد. اگر وقوع زلزله یک سانحه طبیعی است، اما ابعاد تلفات و بافت طبقاتی تلفاتی که از خود بر جای می گذارد و پیامدهای آن مهر جامعه طبقاتی را برخود دارد. فقط کافی است چند در صد از منابعی را که رژیم جمهوری اسلامی صرف تجهیز نیروهای سرکوبگر، پروژه های اتمی، دستگاه تبلیغات، جنگ های ویرانگر منطقه ای و هزینه استخدام صد ها هزار آخوند برای ترویج جهل و خرافه مذهبی می کند را به مبارزه با فقر و تأمین مسکن مناسب اختصاص داد تا تلفات این گونه سوانح طبیعی را پایین آورد. با اینحال در تمام جوامع سرمایه داری چگونگی عکس العمل دولت های حاکم در مقابله با قهر طبیعت و زلزله، تابعی است از سطح مبارزات و میزان سازمانیابی مردم و پیشروی آنها در راستای متعهد کردن دولت ها به وظایفی که باید انجام دهند.


در ایران در حالی که مردم نواحی زلزله زده از کم کاری و عدم ارسال به موقع کمک های مورد نیاز از سوی نهادهای حکومتی، به شدت خشمگین هستند و آنرا سیاستی آگاهانه و رفتاری ضد انسانی از سوی حکومت اسلامی علیه خود می دانند، اما مردم کردستان صحنه های با شکوهی از همبستگی انسانی با آسیب دیدگان و آوارگان این واقعه را به نمایش گذاشتند. 

مردم شهرها و نواحی مختلف کردستان به طور گسترده ای در امر کمک رسانی به زلزله زدگان و آوارگان این واقعه شرکت کردند. توده های مردم دسته دسته با هر امکان و توانی که در اختیار داشته اند وسایل و محموله های کمکی لازم را به اکیپ های ویژه جمع آوری این کمک ها که در نقاط مختلف شهر استقرار یافته اند تحویل دادند. 

طی سه، چهار روز گذشته امدادگران مردمی به طور مستمر کمک های جمع آوری شده را به نواحی زلزله زده انتقال داده اند. هر چند در موارد زیادی مأموران رژیم از عبور وسایل نقلیه حاوی کمک های انسانی جلوگیری کرده اند اما امدادگران مردمی از مسیرهای دیگر کمک های خود را به زلزله زدگان رسانده اند. 

سازمان دهی اکیپ های جمع آوری کمک و ارسال آن به آوارگان زلزله استان کرمانشاه و استقبال مردم از این حرکت انسانی پتانسیل و ظرفیت های بالای نهفته در جنبش انقلابی کردستان را نشان می دهد. 

این ظرفیت ها را ارتقا دهیم.



73t8nev7.jpg



Boosters

Members who have given this post a Boost with their Coins

0 comments

More