ترزا می، کسی که به دزدی ی نان تنگدستان و بینوایان آمده است

27 +

گویی از کره ی دیگری به زمین آمده است. اگر به او بگویید بخش هایی و لایه هایی از مردمان کشور بریتانیا، کشوری با آن همه دارایی، نان شب ندارند و یا به سختی نان خویش در می آورند، پاسخ خواهد داد: "چه مردم بی فکری!؟ این همه رستوران های خوب. بروند به رستوران. با این کار هوای سرشان هم عوض می شود. آدم که همیشه نان در خانه ندارد."

در هفت سال گذشته، دولت محافظه کار بریتانیا تا توانسته از بسیاری از بودجه های آبادانی و بهداشت همگانی کاسته است. ولی از زمان به قدرت رسیدن "ترزا می" سخت گیری به پایینی ها بسیار بیشتر شده است . از این رو او امروزه در چشم پایینی ها نماد بالایی هایی شده که در هر ثانیه هزاران پوند، دلار و یورو بر سرمایه هاشان افزوده می شود، بی آنکه کوچکترین احساس انسانی به پایینی ها داشته باشند. برای ترزا می بازگرداندن حق خدایی ی سرگرمی ی بالایی ها برای شکار و کشتن روباه مهم تر از آموزش و بهداشت پایینی هاست. او درد و تیمار مشترک همه ی دارایانی است که نالان از پرداخت مالیات اَند. 

سیاست های کمک زدایی و به حال خود نهادن پایینی ها در دولت ترزا می بسیاری از پایینی ها را وا داشته و می دارد که برای گریز از کرایه خانه ی بسیار گران در شهر لندن به بیرون از پایتخت کوچ کنند. برای نشان دادن تصویری از آنچه در انگلستان می گذرد تنها این می آورم که باروی گرنفل در نزدیکی یکی از محله های بالانشین های لندن ساخته شده بود. در آن منطقه میانگین قیمت ِ خانه های معمولی بالانشین ها بیش از شش میلیون یورو است.

رویداد تلخ آتش سوزی در باروی گرنفل چهره ی راستین ترزا می را آشکارتر کرد. رفتار او را نه با رفتار ِ رهبر انسان دوست ِ باهمآد (حزب) کارگر انگلستان، که با رفتار یکی از خودشانی ها، ملکه ی انگلستان، بسنجیم: در بامداد آدینه، شانزدهم ژوئن، شماری از بیخانمان گشته گان گرنفل را ردیف کردند که ملکه و نوه اَش از آنان دیدن و دلجویی کنند. ملکه چهل و پنج دقیقه از وقت بسیار ارزشمند و نازنین خود را در گفت و گو با بی خانمان گشته گان و نیز آتش نشانان سوزاند. این شد دلجویی ی شاهانه. ترزا می که این دید برآن شد او هم از آن رویداد بهره برداری ی سیاسی ی خود را بنماید. رفت به کلیسایی در آن دور و برها که مثلا هم برای شادی ی روان ِ جان باخته گان نیایش کند، و هم اینکه ناچار به دیدار و دلجویی از "بی سر و پاها" ی پایینی نشود. تیر اَش نگرفت. مردم او را با شعارهای "شرم اَت باد!" نواختند و او گریخت. وی سپس برای فرو نشاندن خشم مردم از بی تفاوتی ی او و دولت اَش به سرنوشت پایینی ها گفت نیروهای امنیتی از رفتن او به میان مردم ِ آسیب دیده از آتش سوزی جلوگیری کردند. دروغ اَش هم نگرفت. برای دستگاه های امنیتی، پاسبانی از ملکه و نوه اَش بسیار مهم تر از پاسداری از نخست وزیر است. چگونه آن زن 91 ساله توانست به میان مردم برود و رفت و این نه؟

بی بی سی شمار کشته و ناپدید شده گان آتش سوزی گرنفل را به روهم 58 تن برآورد کرده است. این گزاره درست نیست. تنها شمار ناپدید شده گان به بیش 70 تن می رسد. زخم پایینی ها تازه دهان باز کرده است از این رخداد ناگوار. باش تا بامداد دولت اَش بدمد! 

تظاهراتی که در دو روز گذشته در لندن در گرفته، بالا رفتن پلاکاردهای "این جنگ طبقاتی است"، گویای خشم پایینی ها از شرایط ناگوار و ناخوشآیند پایینی ها از اعلان جنگ طبقاتی ی تزرا می به ایشان است.

گفت و گوی بی بی سی با ترزا می در آدینه شب گذشته و پاسخ های او به پرسش های روزنامه نگار بی بی سی گواهی بود بر پرت بودن ترزا می، گویی او را از جهان دیگری به کره ی زمین پرتاب کرده باشند. آن گفت و گو را باید دید و گریست.

در این زمان چشم انداز آینده ی سیاسی وی تار می نماید. چالش های پیش ِ رو کم نیستند. اگر او به پایان ِ کار رسیده باشد، پس از او و درباره ی او می توان نوشت: "او زنی بود بیزار از آموختن از ندانم کاری ها و اشتباه ها و ناتوان از ارزش نهادن به آدم های بی مال و دارایی. تصور آنکه وی روزی بپذیرد پایینی ها هم مردمی هستند، دشوار است".

پ. مهرکوهی

هفدهم ژوئن 2017