حكايتِ جادوىِ چشمانِ آبى "خانم كوچولو"، تصويرِ آن "سيبِ سُرخ"

18 +

حكايتِ جادوىِ چشمانِ آبى "خانم كوچولو"، تصويرِ آن "سيبِ سُرخ" نقش بسته روىِ جيبِ جلوىِ لباسِ پسرِ شجاع، و يك رابطه عاشقانه سه نفره، پسر شجاع در كنار خرس مهربان و خانم كوچولو در نمايي از انيميشن "پسر شجاع": مجموعه انيميشن جذاب و خاطره انگيزِ "پسر شجاع" در اوایلِ دهه شصت خورشیدی توسط شبکه اول تلویزیون ایران به فارسی دوبله و پخش مي شود. نام اصلي اين انيميشن "دون چاك مونوگاتارى" بود و در بيست و شش اپيزود از كانالِ رسمى توكيو در سال هزار و سيصد و پنجاه و چهارِ خورشيدى روىِ آنتن رفت. پسرِ شجاع داستانِ پسرى بود كه در كودكى، از بدِ حادثه مادرش را از دست داده بود و با پدرش در يك جنگل رويايي زندگي مي كرد. پسري كه سايه سنگينِ يك پدر مقرراتي و مشكوك، هميشه روي سرش بود و راه فراري از سلطه پدرانه نداشت، پسري كه شمايل پدر و "پيپِ معروفش" همواره در برابرش بود، پسرى كه نمي توانست و نمى خواست روابط خود را با "خانم كوچولو" سر و سامان دهد و همواره چيزي مرموز و مبهم در روابط عاشقانه اش وجود داشت. پسري كه هر بار دلش از روزگار مي گرفت، سرش را رو به آسمان مي كرد و با مادرش حرف مي زد، مادري كه در آسمان بود، خرسِ مهربانى كه يك "رقيبِ عشقى نامهربان" بود و "خانم كوچولو" كه يك "گلِ اسرارآميزِ چهارپرِ ارغوانى" جلوىِ دامنش داشت. تركيب ناموزونى از پدر، پسر و روح القدس، و مادرِ مقدسى كه در آسمان ها بود. حكايتِ نسلى كه با اين رنج ها و نداشتن هاى كارتونى، شوخى شوخى در واقعيت شبيه شد.



Boosters

Members who have given this post a Boost with their Coins

0 comments

More