اندر چرایی و چند و چون ِ پیروزی ی امانوئل مکرون

27 +

با درود به شما، آقای زیگموند فروید! می توانم دیدگاه شما را در باره ی انتخابات فرانسه بپرسم؟

-  نمی دانستم در کشور ِ  باستانی ی شما، ایران، که امروزه با گرفتاری های بسیار بزرگی دست و پنجه نرم می کند، به نگاه ِ من به انتخابات فرانسه نگاهی افکنده می شود. پاسخ  ِ من شاید آن نباشد که شما می خواهید. ولی به باور ِ من، در یک جمله، در انتخابات فرانسه پسری که مادر خود را به همسری گرفته، بر دختری که پدر ِ خود را کشته است پیروز شد


****

دیشب فرانسه جوان ترین رییس جمهور تاریخ خود را برگزید. ولی نه پیروزی ی مکرون براستی پیروزی ی او بود و نه باخت ِ حریف ِ وی برای بازنده باخت به حساب می آید. این تازه آغاز یک داستان پر ماجرا است که فصل های بسیاری از آن در پنج سال ِ آینده نوشته خواهد شد. نوشتن دوومین (دومیّن) فصل این داستان را "ماریین لُه پن" از همین امروز با چینش برنامه برای تغییر ِ نام حزب اَش را آغاز کرده است.  

در دور ِ نخست انتخابات، شمار رای های مکرون و ماریین لُه پن به روی هم به پنجاه درسد ِ رای های داده شده نرسید. دور دووم ِ انتخابات هم کمترین میزان شمار رای دهنده گان در تاریخ جمهوری ی پنجم ِ فرانسه را داشته است. این خود گویای یک فاجعه انتخاباتی است و نشانی از بحران روانی، اجتماعی، مدیریتی و اقتصادی است که فرانسه با آن دست به گیربان است.

یک سال پیش بود که مکرون جنبش خود را بنیان گذاشت. "با هم به پیش!" مکرون جریانی راست میانه که در سر داشت تا با فاصله گیری از هر دو جریان سیاسی ی راست و سوسیالیست ِ به سختی آلوده به فساد و بی مدیریتی هم از راست ها و هم از جریان های چپ رای به چنگ آورد. اگرچه هواداران او به پیمان گزاری ی او برای بهبود اقتصاد و سیاست کشور فرانسه دلبسته اند، و اگرچه مکرون شگردهای تونی بلر و باراک اوباما برای به دست آوردن قدرت را سرمشق خود کرده، ولی پیروزی ی او برآمده از یک امید به دگرگونی ی آینده ساز نیست. در آغاز ِ  بر سر ِ کار آمدن ِ تونی بلر، ناامیدان بسیاری به او دل بستند. در آغاز بر سر ِ کار آمدن اوباما هم همین داستان ناامیدان ِ امیدوار تکرار شد. ولی درباره ی مکرون توهم ها چنان گسترده نیست. رای به مکرون برآمده از ترس در افتادن به آینده ای بس ناگوارتر و پر خطرتر بوده است. با رای دادن به مکرون، میلیون ها فرانسوی نه به آنچه باید باشد، که در نفی ی آنچه زشت می دارند و نمی خواهند باشد رای های خود را به صندوق ها ریختند. 

به گونه ای، این سنت انتخاباتی ی فرانسه بوده و هست که رای دو نامزد راه یافته به دور دووم ِ انتخاب رییس جمهور بسیار به هم نزدیک است. ولی در رای گیری ی سال 2002، که در آن سخن بر سر گزینش میان ِ ژاک شیراک و پدر ِ همین بانو "ماریین لُه پن" بود، یک امر ِ ستثایی روی داد. تفاوت بسیار بود. به همانسان تفاوت رای ریخته شده به حساب ِ مکرون و رقیب اَش بانو "ماریین لُه پن" هم یک استثاء دیگر در تاریخ انتخابات فرانسه است.

باز به گونه ای سنتی، ره یافته گان به دور دووم انتخابات فرانسه می کوشند به سراغ آن لایه ها و گروه های اجتماعی که در دور ِ نخست به آنان رای نداده اند رفته و دل و رای آنان را به دست آورند. ولی ویژه گی ی این دوره ی انتخابات این بود که هم گرو ه های راست برای داد وستد و بند و بست به سراغ آقای مکرون رفتند و هم چپ های مثلا تندرو! از میان راست ها یک گروه نیرومند ِ کاتولیک از مکرون می خواست که قانون ِ همسر ِ هم جنس گزینی را وانهد، و چپی ها هم از مکرون می خواستند در برابر رای به او، او دست از سر ِ قانون ِ کار ِ فرانسه برداشته و بگذارد کارگران در پناه همین قانون ِ کنونی نفسی بکشند. مکرون که به رای آوری ی خود ایمان داشت، به هر دو گروه نه گفت. چرا باید باج داد در زمانی که می توان باج ستاند؟ 

باز به گونه ای سنتی، رییس جمهور ِ فرانسه از قدرت ِ فراوانی برخوردار است ولی آیا این قدرت به کار ِ مکرون و جنبش ِ " با هم به پیش!" او که حتا یک نماینده در مجلس نماینده گان فرانسه ندارد خواهد آمد؟ 

فصل سووم داستان انتخابات ِ فرانسه در ماه ِ ژوئن و گزینش نماینده گان ِ تازه ی مجلس فرانسه نوشته خواهد شد.

مکرون که آمده است تا سنت های راست و چپ را به هم ریخته و طرح دیگری را به پا سازد، ناچار به امتیاز دادن به راست و چپ خواهد گشت. و باز روزگار به گونه ی گذشته و بر همان پاشنه های کهنه خواهد چرخید و باز از کوزه همان خواهد تراود که در اوست. 

پ. مهرکوهی.

هشتم ِ ماه می ی 2017