از رام الله تا واشنگتن، انجز انجز انجز وعده کیلویی چند؟

24 +

امروز ترامپ با محمود عباس رهبر پلستینیان در کاخ سفید دیدار خواهد کرد. گرچه پذیرش مرزهای 1967 از سوی حماس، و آن هم درست یکی دو روز پیش از دیدار ترامپ و عباس اندیشه برانگیر بود، ولی به این داستان ها دل نتوان بست و این دیدار هم به خودی ی خود دارای ارزشی نیست. اگر هم اهمیتی در انجام این دیدار نهفته باشد تنها در پیوند با نخستین سفر برونمرزی ی ترامپ در جایگاه رییس جمهور آمریکا است که در این ماه و به کشور اسراییل خواهد بود.

با این دیدارها، ترامپ می خواهد وانمود کند در پی ی از سر گرفتن و سر و سامان دادن به گفتگوهای آشتی جویانه میان فلستینیان و اسراییل است. او می خواهد کاری را انجام دهد که اوباما خود را از آن کنار کشید و از انجام آن باز ماند. ترامپ هم چنین می خواهد به جهانیان بگوید که سیاست برونمرزی ی دولت ِ سرگشته و ناتوان او سرو سامان یافته است. ای جهانیان احساس آسوده گی کنید که گزمه نظم را در دست دارد!

ولی اگر یک پرسشواره در سیاست برونمرزی ی آمریکای ترامپ چهر و شکل روشنی گرفته باشد، همان گزیدن ایران به نام دشمن شماره ی یک آمریکا است. ترامپ در جریان نبردهای انتخاباتی اَش همان حرفی هایی را درباره ی ایران تکرار می کرد که نگاه و نگر "آی پَک" بوده و هست. "آی پَک" به چیزی کمتر از درهم کوبیدن کشور ایران به خرسندی دست نمی یابد. - مشکل صهیونیست ها کشور ایران است، نه دستگاه قدرت امروزین در ایران-. ولی ترامپ و یاران اَش پس از پا نهادن به کاخ سفید و در برخورد با واقعیت های بیرونی یی که در چنگ ِ اراده ی خواب ها و رویاهای آنان نیست، ناچار به پذیرش ِ ظاهری ی این گردیدند که برجام یک پیمان نامه ی دو سویه میان ایران و آمریکا نیست. در این جا پای چند کشور قدرتمند دیگر هم در میان است. در کنار آن، آن مثلا اعتبار ِ جهانی ی آمریکا را نباید بد ساخت. 

هیچ چیز مانند یک دولت ندانم کار در واشنگتن به سود اسراییل نیست. هر چه دولت ها در درون آمریکا ضعیف تر باشند، امکان فشار آنان به اسراییل برای تن دادن به پذیرش ِ پدید آمدن کشور فلستینی ناشدنی تر است. 

وانگهی، باید با ساختار قدرت در آمریکا آشنا بود تا هم به قدرت ِ بسیار فراوان ِ یهودیان در آن کشور پی برد و هم به پیام نهفته در گزیدن اسراییل برای نخستین سفر برونمرزی ی ترامپ.

اگرچه اوباما با پشتیبانی ی سر سختانه ی یهودیان هوادار حزب دمکرات ِ آمریکا، نخست به سناتوری و سپس به رییس جمهوری رسید، و اگرچه وی همیشه به یهودیان پشتیبان ِ خود و خواسته ی های دولت اسراییل وفادار ماند، و نیز اگرچه نزدیک به هفتاد درسد هموندان دستگاه و دولت او از میان دوستان و یاوران ِ یهودی وی بودند(1)، و باز اگرچه کمک های دولت آمریکا به اسراییل در دوران ِ او افزایش چشم گیری یافت، ولی اوباما پیوسته در به دست آوردن دل اسراییل ِ ناتنیاهو زده ناتوان ماند.

در اسراییل این هرگز نه فراموش شد و نه بر اوباما بخشیده شد که نخستین سفر برونمرزی ی اوباما به ترکیه و مصر بود، نه اسراییل. از همان هنگام بود که جریان های صهیونیستی در اسراییل، انگلستان و آمریکا فیل ِ بادکنکی ی مسلمان بودن اوباما را هوا کردند و هنوز هم از آن دست برداز نیستند. در این میان، ناتنیاهو با زیاده خواهی ها و ناسپاسی هایش هرگز به روی خود نیاورد که تنها در پناه ِ سیاست های اوباما بود که امروزه همه ی کشورهای عربی مگر دولت سوریه - و شاید دولت مرکزی ی عراق؟- با کشور برادر، اسراییل، رابطه ی دوستانه ی پنهانی دارند. 

برای دیدار ترامپ از اسراییل که هم ترامپ و هم اسراییل روی آن سر و سدا به راه خواهند انداخت، یک ستاد یا دفتر ویژه در اورشلیم گشایش یافته است. گشایش این دفتر کنشی نمادین است، نشان دهنده ی پایبندی ی ترامپ به سخن اَش که فرسته خانه ی آمریکا را از تل آویو به اورشلیم خواهد برد. این خواسته زمنیه اش اکنون فراهم نیست ولی گشودن ِ آن دفتر نخستین گام است در راستای برآوردن آن پیمان.  

در دیدار ِ پیش ِ روی ترامپ از اسراییل، تنها گفتگو بر سر صلح میان فلستینیان و اسراییل نخواهد بود. گفتگو ها بر سر برجام که هم اسراییل، هم "آی. پَک" و به پیروی از آن دو، ترامپ هم با آن ناهمسازوارند، جایگاه ویژه ای خواهد یافت. چنین سر وسدا به راه انداختنی در کشورهای عربی ی خلیج پارس و دیگر کشورهای عرب خاورمیانه بهتر از هرجای دیگری شنیده خواهد شد و بسیاری را به شادمانی های روزافزون وا خواهد داشت و جوانان ما قیمت آن را با خون ِ خود در مرزهای شرق و غربی ی ایران بیش از گذشته خواهند پرداخت. - حال بگذار آن سردارک نا-نیک نام ِ ایران ستیز برای زمینه فراهم ساختن شکست ِ رقیب ِ شریک در غارت ایرانزمین، بالا رفتن از دیوار فرسته خانه های کشورهای دیگری را هم سازماندهی کند-.

یک ویژه گی دولت ترامپ این است که رایزن های سیاست های امنیتی ی او از میان کسانی برگزیده شده اند که پیشینه ی خدمت در آرتش آمریکا را دارند و آشنا به وضع خاورمیانه اند. شاید همین رایزن ها وی را به نزدیکی به کشورهای مصر و اردن فرا خوانده باشند و به او آموخته باشند که از پنجره ای دیگر باید وارد شد:

برای دهه ها است که کشور آمریکا روی "اخوان المسلمین"، به ویژه "اخوان المسلمین" مصر سرمایه گذاری کرده است و دولت های جورج بوش ِ پسر و اوباما هم در نشان دادن این پشتیبانی بی کم و کاست فروگزاری (فروگذاری) نکردند. اینک ترامپ آمده است تا با روی خوش نشان دادن به فرمانروای مصر ثابت کند در ِ دکان او از این پس بر پاشنه ی دیگری خواهد چرخید!

در بالا به ضعف دولت ترامپ و بهره وری ی اسراییل از این پدیده اشاره کردم. ولی درست برای چیره گی یافتن به اوضاع و کاهش ناتوانی هایی که دولت ترامپ در درون کشور با آن ها دست و پنجه نرم می کند، زیر فشار نهادن ِ ناتنیاهو برای ترامپ به یک نیاز و باید! دگرش می یابد. دادن برخی امیتازهای دلخوش کن از سوی ناتنیاهو به فلستینی ها در برابر فشار روزافزون آمریکا به ایران داد و ستد ِ پایاپای بدی نیست. برای جوش خوردن چنین داد و ستدی، نقش رهبر مصر برجسته می شود. اوست که که برخی از مهم ترین سرانِ فلستینی ها به ساز او می رقصند، به ویژه که جانشین محمود عباس می تواند یکی از مردان آقای "ال - سی سی" باشد.

محمود عباس با کشیدن سی چهل سیگار در روز در این سن و سال بالای هشتاد روزگار خوبی ندارد. در کنار آن، وی از درون سازمان آزادیبخش فلستین هم زیر فشار است. دیدار امروز او با ترامپ ره به جایی نمی برد. در چنین شرایط در هم بر همی که تنها به کام ِ ناتنیاهو و دار و دسته ی اوست می نماید و وی به این باور دارد که دولت فلستینی یک دستور ِ کاری خیالی بوده که به گذشته ها تعلق داشته، زمینه برای  پیچیده تر شدن وضع خاورمیانه فراهم می آید. همه ی این ها در زیر گوش ِ ما رخ می دهد، در حالی که رهبران خیال پرست ِ اشغال کننده ی کشور ما همچنان منافع مردم ایران را به سود یک  آرزو و رویای فلستینی که روز به روز بیشتر رنگ می بازد به قربانگاه می فرستند.

پ. مهرکوهی

چهارشنبه، سووم ماه می ی 2017

  1. www.jewishvirtuallibrary.org/jews-in-the-barack-obama-administration