فرخنده باد یکصد و چهاردهمین زادروزِ صادق هدایت روشنفکرِ بزرگِ ایران زمین

63 +

در شب سه شنبه ۲۸ بهمن ماه ۱۲۸۱ خورشیدی نویسنده ای در ایران تولد یافت که بعدها نه تنها در کشور خود، بلکه در بیرونِ مرزهای ایران نیز شُهرت یافت .


صادق، کوچک ترین فرزند هدایت قلی هدایت (اعتضاد الملک، فرزند نیرالملک وزیر علوم، در دوره ناصرالدین شاه) و خانم عذری زيورالملك هدايت (دختر حسين قلي خان مخبرالدوله دوم ) بود و دو برادر و دو خواهر دیگر نیز داشت .


صادق هدایت در خانواده ای ثروتمند و اشرافی به دنیا آمد. افراد خانواده او همگی از مردان سرشناس کشور بودند و او از این راه می توانست به مقامات بالای حکومتی دست پیدا کند و در آسایش و راحتی زندگی کند؛ اما صادق به سرعت جریان زندگی اَش را از خانواده اَش جدا نمود و با درآمد اندکی که از از کار کردن در ادارات مختلف دولتی کسب می کرد امرارِ معاش کرد.


صادق هدایت در جوانی گیاه‌خوار شد و کتابی در این مورد با عنوان فواید گیاه‌خواری نیز نوشت. او تا پایان عمر گیاه‌خوار باقی ماند. بزرگ علوی در این باره می‌نویسد: «یک بار دیدم که در کافه لاله‌زار یک نان گوشتی را که به زبان روسی بولکی می‌گفتند، به این قصد که لای آن شیرینی است، گاز زد و ناگهان چشم‌هایش سرخ شد، عرق به پیشانی‌اش نشست و داشت قی می‌کرد که دستمالی از جیبش بیرون آورد و لقمهٔ نجویده را در آن تف کرد.»


او معتقد بود اگر انسان بخواهد دست از جنگ بردارد باید اول دست از کشتن و خوردن حیوانات بردارد.


ویژگی های ساختاری و محتوایی نوشته های صادق هدایت ـ اولین ممنوع القلم تاریخ ادبی ایران :


عمده‌ترین ویژگی ساختاری و محتوایی نوشته‌های صادق هدایت را می‌توان چنین برشمرد:


درون مایهٔ اغلب داستان‌های هدایت، مرگ‌اندیشی، انتقاد از جامعهٔ تحت استبداد و نفی خرافه‌پرستی است.


تصویرها و توصیفات و شخصیت‌ها و چهره‌های داستان‌های او اغلب رنگ ملی دارند. نثر هدایت ساده و بی‌پیرایه و عاری از دشوارنویسی‌است.


نثر وی مستحکم، منسجم و قوی مایه‌است.


او از زبان و فرهنگ مردم به خوبی و در حد اعجاز بهره می‌گیرد و همین مایهٔ غنای داستان‌هایش می‌گردد.


توصیفات هدایت رئالیستی، دقیق و واقع بینانه‌است.


او به جنبه‌های روانی و درونی چهره‌ها و اشخاص داستانی خود می‌اندیشید، ضمن آنکه از وصف ظاهر آنها نیز در نمی‌ماند.


برخی از داستان‌های هدایت، انعکاس مسائل روحی و روانی خود نویسنده‌است.


طنز قوی و مؤثر و انتقادی هدایت در سرتاسر آثار داستانی و تحقیقی وی سایه افکنده‌است.


اندیشه و تفکّری در پس داستان‌های اوست که وی را متفکری اندیشمند معرفی می‌کند.


او به زندگی مردم و نقد رفتار آن‌ها توجهی خاص داشت و همدل و همداستان مردم فرودست بود.


هدایت در نویسندگان پس از خود تأثیر ژرفی بر جای گذاشت.


صادق هدایت نقّاشی هم می‌کرد و برخی طرح‌های او موجود است. از جمله آهویی که در مجموعه آثار هدایت چاپ انتشارات امیرکبیر بر جلد کتاب‌های او نقش بسته‌است. جهانگیر هدایت، برادرزادهٔ او مجموعه‌ای از این نقاشی‌ها را با عنوان «آهوی تنها» منتشر کرده‌است.


شازده یکبار گفت: در این محیطِ پست و احمق‌نوازِ سفله‌پرور و رجاله‌پسند، که شما رجلِ برجستۀ آن هستید و زندگی را مطابقِ حرص و طمع و پستی‌ها و حماقتِ خودتان درست کرده‌اید، من نمی‌توانم منشأ اثرباشم.


... و ما همه مان تنهاییم، نباید گول خورد، زندگی یک زندان است، زندان‌های گوناگون!


دوستش داریم، یادش همیشه در بینِ همه ادب دوستانِ ‌ایرانی پایدار و زنده است.

Tags: #هدایت


Boosters

Members who have given this post a Boost with their Coins

5 comments

Best   /  Newest   /  Oldest
Narcissus نرگس (@Narcissus) Pinned comment
I have finally learned that I must remain silent as much as possible. I must always keep my thoughts to myself.
—Sadegh Hedayat
See More
2 +
 
Parsa Parsa (@Parsa) Pinned comment
he Blind Owl (INSCRIBED by Henry Miller to fourth wife Eve McClure). Hedayat, Sadeq .
See More
2 +
 
Parsa Parsa (@Parsa) Pinned comment
I don't know who drew this but I like it.
See More
2 +
 
ashianeh ashianeh (@ashianeh) Pinned comment
یک دنیا سپاس از نوشتار جامع و یادآوری.
See More
1 +
 
ChamoshChamoshvnd ChamoshChamoshvnd (@ChamoshChamoshvnd) Pinned comment
از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

-----------------------------------------

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت

ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت

این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت

هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت

----------------------------------------------------
بخشی از سخنرانی غلام حسین ساعدی بر مزار هدایت
"اين آواره معترض را اگر انزواگر و انزواجو و مرگ‌طلب خوانده‌اند، به غلط خوانده‌اند و ناميده‌اند، او زندگی را در پويايی می ديد، به دنبال آب زندگی بود".
انگار بايد همين جملات ساعدی بر گور هدايت را امروز به يادبود خود ساعدی تکرار کنيم، که تکرار متأسفانه پنداری به تاريخ و به فرهنگ ما، مردم فراموش‌خيال ايران، تبديل شده است.
انگار بايد سخنان او را اين بار نه بر مزار هدايت، بل‌که خود او، خطاب به ما، ناشنوايان هويت گم‌کرده تاريخ بشنويم:
"ما بر سر گهواره او جمع شده‌ايم، نه بر سر گور او. و اين چنين است که از او اميد می گيريم. هدايت [ساعدی]، ستاره‌ای است که بر فرق فرهنگ معاصر ما می درخشد. هدايت [ساعدی]، کوکبی است که در شب‌های سياه ديکتاتوري، اعتراض و تسليم نشدن را به همگان آموخته. هدايت [ساعدی] دل‌سوخته، خاک شده. ولی خاک او هنوز هم گهواره اميد ماست، ستاره ماست، کوکب ماست".
See More
1 +
 
More