حكايتِ بازگشتِ اَشرف چهارچشم، پَرى بُلنده، ثُريّا تُركه، شَهلا آبادانى، مَهين بَچّه باز، سيمين بى اِم وِ، پَرى سياه، مُژگان سوخته و ناهيد ..

10 +

حكايتِ بازگشتِ اَشرف چهارچشم، پَرى بُلنده، ثُريّا تُركه، شَهلا آبادانى، مَهين بَچّه باز، سيمين بى اِم وِ، پَرى سياه، مُژگان سوخته و ناهيد سُلطان: شهر نو در آتش می‌سوزد، بوىِ تُند روكِش هاى مُبلِ و صندلى هاى سوخته، دَرهاى ورودى خانه ها از جا كَنده شده، كولرهاى آبى اَرج را از پُشتِ بام ها به داخلِ كوچه ها انداخته اند، دَستمال كاغذى هاى ماركِ "كِلينِكس"، پَنكه هاى "مارشال"، چراغ نفتى هاى خورشيد و مَهتاب، بُخارى هاى نفتى، پتو هاى چهار پلنگ و لحاف ها همه از اتاق ها به بيرون پَرت شده، لباس های زیرِ زنانه به رنگ های صورتی، قرمز، زرشکی، پوست پیازی، اناری، سبزِ یواش همه جا روى زمين و كفِ خيابان ريخته است، کفشهای زنانه پاشنه دَه سانتی، پانزده سانتی هاى برّاقِ قرمز رنگ، تخت‌هاى فلزى و چوبى طرحِ لهستانى، پوسترهاى گوگوش، بهروز و داريوش روى ديوارهاى شعار نوشته و تُشک‌هایی که چند روزِ قبلش، وقتِ سر خاراندن نداشتند و شاهدِ هَم بسترى و آغوش هِزاران زن و مرد بودند. امروز در آتش خشم مردمی می‌سوختند که دیگر فساد و فحشا را برنمیتابیدند. خانه "اشرف چهار چشم" یکی از آن خانه‌ها بود که در آتشِ خشم مردم در حال احتراق بود، روايت ها مى گويد حتى در جريانِ خُرده حِساب هاى شخصى با "خانم رييس" ها و روسپى ها، تعدادی از اين زنانِ شهر نو در این آتش‌سوزی ها کشته شدند. مردانى كه روسپيانِ مقدّسِ ديروزشان را، امروز در قامتِ فاحشه هاى فريب خورده به چوبه دار مى سپردند. در اسطوره ها، به پرنده اى افسانه اى اشاره شده، كه از ميانِ خاكسترها و سوخته هايش، دوباره جان مى گيرد، كه يادمان مى اندازد، اشرف چهارچشم ها و پري بلنده ها، جاودانه هستند و هر دوره تاريخي، دوباره توليدشان مى كند، كه سوزاندن و خاكستر كردنِ باغ، به ريشه ها و بذرهاى خاك، كارى نمى كند. و روسپيگرى ايرانى، در خفا، بزرگ شد و امروز، با هزاران چشمِ وَق زده و دَريده، به ما زُل زده است. از ما گفتن بود و از مُتولّيانِ موضوع، نشنيدن.



Boosters

Members who have given this post a Boost with their Coins

0 comments

More