نامه ای نویافته از شازده صادق خان هدایت

123 +

٢٧ ژوئیه ١٩٢۹میلادی. پنداری گِراند کافه ـ گیوم تل؛ در بندرِ لوهاور فرانسه ـ آن ایّام پاتوق‌ِ صادق خان بوده است. شازده در سالهای آخرِ عمر و پیش از رفتن به پاریس، به دوست نزدیکش ـ حسن شهید نورایی نوشته و روایَتی منحصر به فرد از سالهای پایانی زندگی خود را مُنعکس کرده است.

تصدقت گردم. بالاخره بعد از این همه داد و بیداد امروز پول بنده رسید و آبها از آسیاب افتاد.آنهم با هزار کشمکش.چون سفارت کاغذ جواب بانک پاریس را برایم فرستاد که فلان روز پول را حواله داده است.من هم کاغذ را برده بانک ادعای پول کردم.آنها تلفن زدند بالاخره رفتم به هتل سابق،معلوم شد کاغذی آمده،آنها به پستخانه رد کرده اند.رفتم آنجا سجل احوال خواستند،آنرا نشان دادم ،تازه بازی در آوردند که تقلبی است،مهر روی عکس نخورده،تجدید نشده و غیره. چیزی نمانده بود که بدهندم به دست پلیس. بالاخره رفتم منزل ،هرچه کاغذ اسم و رسم داشته آوردم انداختم جلوشان تا راضی شدند کاغذ را بدهند. پول را گرفته چند تا فحش به دنیا و مافیهایش دادم. بعضی از قرضهای خودم را پرداختم، پول پانسیون را هم دادم. گمان نمیکنم چیز زیادی برای خودم مانده باشد. این پول تا آخر ماه اوت است. به هر حال از خجالت صاحبخانه درآمدم تا بعد چه بشود. امشب خیال دارم بروم تاتر. اینجا از حیث سینما و تاتر بد نیست. یک پلاژ هم دارد. منظره های دریای آن هم قشنگ است. چند روز پیش، از زور بیکاری شرح یک شب خودم را که در شهر گردش کردم، برای روزنامه ایران فرستادم. ولی بسکه مزخرف است،گمان می کنم که چاپ نکند.

از این حیث دلواپس نباشید که من بروم روی پلاژ و شنا بکنم. اولا از اینکه پلاژ اینجا خیلی شیک نیست، ثانیا تن و بدن قشنگی ندارم که بروم به مردم نشان بدهم. ثالثا وسایلش برایم مهیا نیست. رابعا رفیق این کار را ندارم و تنها رفتنم به پلاژ مزخرف است. الحمدالله که به تاسعا (طاس) نرسید. باری چهارصبایی اینجا بسر می بریم، ببینیم بعد چه می شود. چون پول پانسین را تا آخر ماه اوت پرداخته ام ناچار در همین جایی که هستم خواهم ماند. روزی ۴۵ فرانک باضافه انعام و آب جو که با غذا می خورم. (چون اینجا آبش خوب نیست) رخت شویی و غیره و غیره. عجالتا پول اطاق و خوراک را قبلا پرداختم تا ازاین حیث راحت باشم. امروز بعدازظهر هم رفتم حمام. نه در کنار دریا بلکه در حمام معمولی با آب گرم و بعد قدری گشتم خسته شدم آمدم در کافه بزرگی که نزدیک منزل است. خیلی شلوغ است. کاغذ را مینویسم میروم منزل. دو نفری پهلوی بنده نشسته Domino بازی میکنند، برای اطلاع عرض شد.

بدبختانه در پانسین هم همه مردهای جا افتاده با زنهایشان هستند. هیچ رفیقی مابین آنها پیدا نکردم. خیلی هم رسمی به هیچکدام اعتنا و تعارف هم نمیکنم. اینهم یک جور زندگانی است. بی دردسر است. همین قدر خوشحالم که ایرانیها اینجا نیستند و به همین مناسبت هاور را انتخاب کردم. دو روز قبل چند تا کاغذ فرستادم. لابد با هم میرسد و از بی پولی بنده خیلی متوحش نخواهید شد، چونکه عجالتا رفع شد. خدمت حضرت خداوندگاری و حضرت عیسی خان و همشیرگان را که خیلی بی التفات شده اند سلام میرسانم. روی مهرانگیز،مهین،بهمن و بیژن را میبوسم.

زیاده قربانت

Tags: #هدایت


Boosters

Members who have given this post a Boost with their Coins

18 comments

Best   /  Newest   /  Oldest
MashGhasem MashGhasem (@MashGhasem) Pinned comment
ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت


گردون نِگَری ز قدّ‌ِ فرسودهٔ ماست،
جیحون اثری ز اشکِ پالودهٔ ماست،

دوزخ شَرَری ز رنجِ بیهودهٔ ماست.
فردوس دمی زِ وقتِ آسودهٔ ماست.

ganjoor.net/khayyam/tarane/

See More
8 +
 
MashGhasem MashGhasem (@MashGhasem) Pinned comment
فواید گیاه خواری- صادق هدایت

صادق هدایت در جوانی گیاه‌خوار شد و کتابی در فواید گیاه‌خواری نیز نوشت. او تا پایان زندگی گیاه‌خوار باقی‌ماند. بزرگ علوی در این باره می‌نویسد: «یک بار دیدم که در کافه لاله‌زار یک نان گوشتی را که به زبان روسی بولکی می‌گفتند، به این قصد که لای آن شیرینی است، گاز زد و ناگهان چشم‌هایش سرخ شد، عرق به پیشانی‌اش نشست و داشت قی می‌کرد که دستمالی از جیبش بیرون آورد و لقمه نجویده را در آن تف کرد.»
او همواره از خوردن گوشت پرهیز می کرد و در پاسخ درخواست دوستانش مبنی بر استفاده از گوشت می گفت: من این لاشه ها و مردارهای رو به متلاشی شدن را نمی خورم.
این کتاب به برهان های گیاه خواران می پردازد.از دلایل اخلاقی گیاه خواری (به چالش کشیدن مفهوم خرد با دیدگاهی که دکارت آن را ویژه ی آدمیزاد می داند) گرفته تا گفتگوهایی درباره ی فیزیولوژی بدن آدمیزاد (که بنا به برهان های این کتاب با گیاه خواری سازگار است).همچنین این کتاب به بررسی صنعت بیرحمانه تولید گوشت و نکات ظریفی از آن می پردازد که مردم چندان درباره ی آن ها نمی اندیشند.دراین کتاب صادق هدایت نقل قول هایی ازبزرگان گیاه خوار را نیز گردهم آورده است که خواندن آن ها خالی از لطف نیست.
همچنین کتاب "انسان و حیوان " وی گفتگویی است درباره ی حقوق جانوران.پیشنهاد می شود دوستانی که می خواهند بیشتر درباره ی دیدگاه صادق هدایت و برهان گیاه خواری ایشان بدانند این کتاب را نیز بخوانند.

ketabnak.com/book/56906/%D9%81%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%AF%DB%8C%D8%A7%D9%87-%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C?dlid=56906&page=all
See More
8 +
 
Parsa Parsa (@Parsa) replied to MashGhasem (@MashGhasem) Pinned comment
He really was ahead of his time with this book. Neither France nor Iran were veggie strongholds. There has been plethora of recent scientific evidence against eating meat for it is bad for health and environment.
See More
0 +
 
Parsa Parsa (@Parsa) replied to MashGhasem (@MashGhasem) Pinned comment
He really was ahead of his time with this book. Neither France nor Iran were veggie strongholds. There has been plethora of recent scientific evidence against eating meat for it is bad for health and environment.
See More
1 +
 
MashGhasem MashGhasem (@MashGhasem) Pinned comment
صادق هدایت در مورد مذهب
See More
7 +
 
MashGhasem MashGhasem (@MashGhasem) Pinned comment
فیلم سینمایی بوف کور - پرویز فنی‌ زاده (۱۳۵۳)


كارگردان : كيومرث درم بخش

بازیگران: پرويز فني زاده، پروين سليماني، فرشيد فرشود، ناصر نصيري، نوين قياسي

آهنگساز: علی اكبر خان

مرد جوان تنهايي (پرويز فني زاده) در اتاقش روي جلد قلمدان نقاشي مي كند. عمويش وارد اتاق او مي شود. وقتي مرد جوان مي خواهد براي عمويش شراب بياورد از پنجره اتاق زني (نوين قياسي) را زير سايه ي درخت مي بيند كه كنار پيرمردي ايستاده است. مرد جوان از آن پس هر غروب در دشت و بيابان سر در پي زن مي گذارد، بي آن كه او را بيابد، شبي زن به خانه ي مرد جوان مي رود و روي تخت او دراز مي كشد. همين كه مرد به زن نزديك مي شود مي بيند كه او مرده است. مرد جسد زن را ...

در سال ۱۳۵۳ کیومرث درم‌بخش فیلمی ۵۵ دقیقه‌ای بر پایه رمان "بوف کور" برای "تلویزیون ملی ایران" ساخت که در آن پرویز فنی‌زاده نقش راوی را ایفا کرده است. در این فیلم بر تجارب غریب راوی داستان، سرگردانی او میان وقایع مرموز و ذهنیات مالیخولیایی و بیمارگونه تأکید شده است.
See More
7 +
 
MashGhasem MashGhasem (@MashGhasem) Pinned comment
نقش سینما در زندگی و هنر صادق هدایت

صادق هدایت به سینمای مدرن علاقه داشت. تأثیر فیلم‌های آوانگارد بر آفرینش ادبی صادق هدایت آشکار است. اما کمتر اثری از این نویسنده به گونه‌ای شایسته و درخور به روی پرده سینما آمده است.

www.dw.com/fa-ir/%D9%86%D9%82%D8%B4-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D9%85%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA/a-16598383


پوستر فیلم داش آکل
See More
6 +
 
MashGhasem MashGhasem (@MashGhasem) Pinned comment
جملاتی چند از صادق هدایت
See More
6 +
 
MashGhasem MashGhasem (@MashGhasem) Pinned comment
با عرض سلام و ادب خدمت شراب سرخ گرامی
به قول فرنگی ها "لانگ تایم نو سی!" و بسیار خوشحال از حضور شما در اینجا و درج این نامه از فرزانهء جاودان فرهنگ و هنر ایران.
همانگونه که احتمالا خود شما هم میدانید استاد ناصر پاکدامن نیز مجموعه ای از نامه های هدایت به شهید نورایی را در کتابی با عنوان "صادق هدایت، هشتاد و دو نامه به حسن شهید نورایی" منتشر کرده است.
مقالهء زیر از همایون کاتوزیان یک بررسی از این مجموعه نامه ها میباشد.
موفق و تندرست باشید.

نامه ها و مسئله ی هدایت صادق هدایت/ شناخت هدایت از منظر نامه های او
ketabnak.com/book/39919/%D9%87%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D8%AF-%D9%88-%D8%AF%D9%88-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D8%AD%D8%B3%D9%86-%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%86%D9%88%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C
See More
6 +
 
ashianeh ashianeh (@ashianeh) Pinned comment
نامه ای بسیار جالب و با زبانی ساده و بی ریا از چالش های روزاانه در غربت و درد دل با دوست. یک دنیا سپاس از نشر این نامه نو یافته و به امید خواندن مطالب بیشری از شما.
See More
4 +
 
Parsa Parsa (@Parsa) Pinned comment
Never lost his humour!
See More
3 +
 
RedWine RedWine (@RedWine) Pinned comment
دلمان برایتان تنگیده بود، اقتضای زمانه است، شازده هدایت همیشه خوش سایه است، آنهم در پاریسِ ما!

همگان سلامت جات باشند.
See More
2 +
 
MashGhasem MashGhasem (@MashGhasem) replied to RedWine (@RedWine) Pinned comment
از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

----------------------------------------

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت

بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت

رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی
جانا روا نباشد خونریز را حمایت

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت

ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت

این راه را نهایت صورت کجا توان بست
کش صد هزار منزل بیش است در بدایت

هر چند بردی آبم روی از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت

عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت

See More
3 +
 
dohelzen dohelzen (@dohelzen) Pinned comment
ازین طرف ها ...
این بنده خدا شیخک پاریسی خیلی در حال خودش بود آگه فقط یک بارتو عمر ش یک قلیه ماهی درست وحسابی بجای این همه کفته ترکی خورده بود شاید این همه مأیوس و از زندگی به آسانی سیر نشده بود


See More
1 +
 
MashGhasem MashGhasem (@MashGhasem) replied to dohelzen (@dohelzen) Pinned comment
یکی از عناصر جاودانگی و نبوغ هدایت در نظریات و اشارت او به محتوای عقب افتاده, متحجر و ارتجاعی مذهب و اسلام میباشد.
و در عمل نیز دیدیم که چگونه حکومت اسلامی ده ها, صد ها و هزاران بار متوحش تر و متحجر تر از انی بود که حتا به ذهن فرزانه ای مانند هدایت میرسید.
صادق هدایت در داستان "حاجی آقا" و کتاب"توپ مرواری" با استادی کامل چهرهء پلید و دوروی متحجرین دینی را برملا میکند و این یکی از اسرار جاودانگی او در فرهنگ و ادبیات ماست.

ﭼﻬﺎر رﻣﺎن ﻣﻤﻨﻮع ﺻﺎدق هﺪاﻳﺖ
www.gozargah.com/wp-content/themes/gozargah/library/hedayat.pdf


توپ مرواری
ketabamoon.blogsky.com/1389/03/11/post-182/
See More
5 +
 
dohelzen dohelzen (@dohelzen) replied to MashGhasem (@MashGhasem) Pinned comment
تنها مرگ است که دروغ نمیگوید

اعتیاد به مواد مخدر

داشتن ضعف‌های شخصیتی واخلاقی، به عنوان یک ویژگی که می‌تواند طعمه را برای همیشه در چنگ شکارچیان استعمار غرب و سازمان‌های مرتبط با آن نگه دارد، و این اطمینان را به آنان بدهد که شخص مورد نظر، به احتمال زیاد، در آینده و پس از به شهرت رسیدن، سرکشی پیشه نخواهد کرد و در برابر آنان علم طغیان بر نخواهد افراشت، از مواردی بود که در سرمایه‌گذاری آنان روی شبه روشنفکران، هنرمندان و نویسندگان جهان سوم، می‌توانست یک امتیاز محسوب شود.

ضمن آنکه با الگوسازی از چنین اشخاصی، خود به خود قبح این گونه انحراف‌ها و ضعف‌های شخصیتی، در جامعۀ مورد نظر شکسته می‌شد، و از این راه، چه بسا این صفات و رذایل اخلاقی، در میان عده ای از افراد آن جامعه ـ خاصه جوانان ـ ترویج هم می‌شد.

یکی از مشکلات شخصیتی صادق هدایت، ابتلای او ـ از ابتدای جوانی تا پایان عمر ـ به انواع مواد مخدر شناخته شده تا آن زمان، بود.

وی در پاریس، به دنبال تریاک می‌رود تا با آن، خود را بکشد. بعد، دربارۀ تأثیر تریاک در بدن خودش می‌گوید:

سبک و چالاک شده بودم به طوری که نمی‌شود بیان کرد. تفاوت آن همان قدر است که پرتو روشنایی را که به طور طبیعی می‌بینم در کیف تریاک مثل این است که همین روشنایی را از پشت آویز چلچراغ یا منشور بلوری ببینند و به رنگ‌های گوناگون تجزیه می‌شود. در این حال خیال‌های ساده و پوچ که برای آدم می‌آید[:در ذهن آدم ایجاد می‌شود] همان طور افسونگر و خیره کننده می‌شود.

راوی بوف کور با صراحت بیشتری از اعتیاد خود به شراب و مواد مخدر سخن گفته و از آن،تجلیل کرده است:

«در زندگی زخم‌هایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می‌تراشد. این دردها را نمی‌شود به کسی اظهر کرد[...]. زیرا بشر هنوز چاره و دوایی برایش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی به وسیلۀ افیون و مواد مخدر است ـ ولی افسوس که تأثیر این گونه داروها موقت است وبه جای تسکین پس از مدتی بر شدت درد می‌افزاید.

بعد از او[:زن اثیری] من دیگر خودم را از جرگۀ آدم‌ها، احمق‌ها و خوشبخت‌ها به کلی بیرون کشیدم وبرای فراموشی به شراب و تریاک پناه بردم. همۀ وقتم وقف نقاشی روی جلد قلمدان و استعمال مشروب و تریاک می‌شد.»

بوف کور شاید نخستین داستان بلند فارسی‌ای است که در آن، با ماده مخدری همچون تریاک، چنین برخورد ستایش آمیزی شده است.

توصیفات راوی راجع به تریاک، بسیار دلچسب، دوستانه، مشفقانه و با محبت است؛ و آنچنان فوایدی برای آن بر شمرده و به تصویر کشیده می‌شود، که چه بسا برخی خوانندگان جوان بی تجربۀ بوف کور را، به سمت این مادۀ مخدر اعتیادآور وخطرناک، متمایل کند (تو گویی تریاک، خیر محض است؛ وهیچ خطر و عارضۀ منفی، بر آن مترتَب نیست).

برای مثال، راوی بوف کور، وقتی برای نخستین بار، از روزن پستوی اتاقش، دختر اثیری را ـ با آن اوصاف حور وپری سان ـ می‌بیند، از این واقعۀ بسیار خوش برای خود، این گونه یاد می‌کند: «او مثل یک منظرۀ رویای افیونی به من جلوه کرد...»(ص 16)

جالب است بدانیم که در این گرایش سخیف نیز،حتی، ردپای هنرمندان ونویسندگان غربی،قابل رویت است:

از میان شاعران و نویسندگان معروف غرب، بودلر، ژرار دونروال [مقتدای هدایت در این اثر]،ادگار آلن پو، ژان کوکتو و توماس دوکرانس، به کمک سموم وهم‌آفرین حشیش و مرفین والکل، به بسط قدرت تخیل خویش مدد رسانده، و در حالی که رابطۀ باریکی را میان شعور وتخیل صیانت می کردند، به کارهای خلاقۀ هنری می‌پرداختند.

www.farsnews.com/newstext.ph
See More
0 +
 
MashGhasem MashGhasem (@MashGhasem) replied to dohelzen (@dohelzen) Pinned comment
در مورد ضعف‌های شخصیتی و اخلاقی، به ویژه اعتیاد به تریاق در میان روحانیون و خصوصآ شخص "معظم" رهبری (خود خامنه ای) شما را رجوع میدهم به نامهء آقای محمد نوری زاد به "ایت الله تریاکی" در ذیل:


یک پیشنهاد برای سنجش ” باوفا “یی مسئولان نظام اسلامی

ما معمولاً جوری تربیت شده ایم که به یک رهگذر معتاد، بچشم فردی معلق و بلاتکلیف و بی شخصیت بنگریم و او را از گردونه ی اعتبار و اعتنا بدور اندازیم اما در نقطه ی مقابل به یک آیت الله تریاکی، بچشم شخصیتی بنگریم که همچنان عالم و اندیشمند است و مایه ی مباهات. و یعنی اگر تریاک، به روان و شخصیتِ آن رهگذرِ بی نشان تیغ می کشد، به یک روحانی و یک مسئول اسلامی وجاهت می افشاند.
www.nurizad.info/blog/22026

بر مبنای این شواهد کل جمعیت روحانیون شیعه (بر مبنای سستی های اخلاقی و شخصیتی, شهوت ورزی و صیغه بازی, مال اندوزی افراطیِ بی حد و حصر,...) همواره در چنگ شکارچیان استعمار غرب و سازمان‌های مرتبط با آن هستند. همانگونه که مسؤلین میزهای ضد -اطلاعات اسرائیل در سپاه و وزارت اطلاعات هر دو جاسوس های اسرائیلی از آب درآمدند و دستگیر, زندانی و تیرباران شدند.

جاسوس های اسرائیل در ایران
www.kaleme.com/1394/02/18/klm-215092/



و اما برویم سر اصل قضیه: مسلما اعتیاد یکی از جوانب مثبت و سازندهء هدایت نبود, با اینحال چنین محدودیتی را نیز می بایست در متن زندگی شخصی و کلیتِ اجتماعییِ که هدایت با آن سر و کار داشت دید.
بدون تردید حتی اذعان داشتن به چنین محدودیتی هیچ ذره ای از نبوغ و جاودانگی صادق هدایت نمی کاهد.
See More
2 +
 
dohelzen dohelzen (@dohelzen) replied to MashGhasem (@MashGhasem) Pinned comment
رفتی تو حاشیه و سنجیدن میان گوز بودار و ربط آن به غیره

در فکر این باش خانه تکانی سنت باستانی است

See More
0 +
 
More