در لابلای آثار نوشتاری فروید، به جز چند عبارت کوتاه و داوری پراکنده که به مناسب‌هایی خاص به نازیسم و فاشیسم اشاره دارند، با یک مبحث مستقل و ارائۀ نظریه‌ای روان‌کاوانه در این زمینه روبرو نمی‌شویم، حال آن که خود او به‌دلیل یهودتباری سرانجام در هشتاد و دوسالگی از اتریشِ زیر سلطۀ نازیسم می‎گریزد و به انگلستان پناه می‎برد. برعکس، فروید چندین‎بار در گفت‎وگو از خودکامگی سیاسی و حزبی و دولتی به انتقاد بی‎پرده از مارکسیسم و بلشویسم و کمونیسم و ایدئولوژی نهفته در آن‎ها می‌پردازد، و یا از برخی گرایش‌های ملی‎گرای عنان‎گسسته به‌تلخی یاد می‌کند که ازجمله زمینه‌ساز برآمدن نازیسم و فاشیسم در اروپای باختری بوده‌اند.

0 comments

More