وای بر من!- نیما یوشیج (به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده‌ي خود را)

9 +
Source: Youtube

کشتگاهم خشک ماند و یکسره تدبیرها،

گشت بی سود و ثمر.

تنگنای خانه ام را یافت دشمن، با نگاه حیله اندوزش،

وای برمن!  می کند آماده بهر سینه ی من تیرهائی،

که به زهر کینه آلوده ست.

پس به جاده های خونین، کلّه های مردگان را،

به غبار قبرهای کهنه اندوده،

از پس دیوارمن، برخاک می چیند.

وز پی آزارِ دلِ،  آزردگان،

در میان کلّه های چیده بنشیند،

سر گذشت زجر را خواند،

وای برمن!  در شبی تاریک از اینسان،

برسراین کلّه ها جنبان،

چه کسی آیا ندانسته گذارد پا ؟

از تکان کلّه ها آیا سکوت این شب سنگین،

(کاندران هر لحظه مطرودی فسون تازه می بافد) کی که بشکافد؟

یک ستاره از فساد خاک وارسته،

روشنائی کی دهد آیا !

این شب تاریک دل را ؟


عابرین ! ای عابرین !

بگذرید از راه من، بی هیچ گونه فکر،

دشمن من می رسد می کوبدم بر در،

خواهدم پرسید، نام وهرنشان دیگر.


وای برمن !

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده‌ي خود را،

تا کشم از سینه ی پر درد خود بیرون،

تیر های زهر را دلخون.

وای برمن !



۲۴بهمن ماه ۱۳۱۸


p8beuxnh.jpg




gezne9nk.jpg




akz6olvg.jpg




y75ftyye.jpg



xrinawp8.jpg



ww4meeq5.jpg



cy4b2b27.jpg



ecpjomwf.jpg



jag2kf9q.jpg



Boosters

Members who have given this post a Boost with their Coins

2 comments

Best   /  Newest   /  Oldest
Khoroos Khoroos (@Khoroos) Pinned comment
با سپاس فراوان. چه فضای بوف کوری- کافکایی دارد این شعر!

خ. ا.
See More
1 +
 
MashGhasem MashGhasem (@MashGhasem) replied to Khoroos (@Khoroos) Pinned comment
چه بسا که فضای ایرانِ ۱۳۱۸ (معادل ۱۹۳۹ میلادی) محیطی بوده بسیار خفقان زده, استبدادی و در حال زوال.
ناگفته نماند که برای این حقیر, این شعر نیما همواره تجدید خاطره ای است از مباحثات ادبی در حیاط "دبیرستان فرهنگ" (منیریه) اواسط دههء ۴۰ و آشنایی اولیه با نیما و اخوان, فروغ, شاملو, و....
این خط از نیما: "به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده‌ي خود را" برخی اوقات جوابی بود در بالای ورقهء امتحانات فیزیک, شیمی و....!
See More
0 +
 
More