همنوائی

16 +


همنوائی





مثل صبحی طلائی آمده‌ای

با همه دلربائی آمده‌ای


در جهانی اسیرِ تاریکی

یک جهان روشنائی آمده‌ای


تا درین شب به جانبِ خورشید

در و روزن گشائی آمده‌ای


با تو دیگر شد این جهان، همچون

آشنائی‌زدائی آمده‌ای


تا که با ملتقای بوسه و اشک

دهی‌ام آشنائی آمده‌ای


چون نبودی، چه بینوا بودم

تو همه همنوائی آمده‌ای


بوی پیراهنی، که از رهِ دور

بعدِ عمری جدائی آمده‌ای


غایتِ آرزوی من بودی

همچو آمالِ غائی آمده‌ای


از تو شیرین شده ست زندگی‌ام

قندِ پهلویِ چائی آمده‌ای


آنچنان از تو گشته‌ام لبریز

که اگر هم نیائی، آمده‌ای




سعید یوسف



eg4qf2ui.jpg



Boosters

Members who have given this post a Boost with their Coins

0 comments

More