چرا حکومت جمهوری اسلامی اصرار به حجاب اجباری دارد؟
چرا زنان به طور جدی با حجاب مبارزه نمی کنند؟
چرا تازه پس از این همه سال، تک و توکی زنان جوان این حرکت مبارزه با حجاب اجباری را آغاز کرده اند؟
بقیه زنان چرا به آنها نمی پیوندند و حجاب از سر بر نمی دارند؟
بیایید در حمایت از مبارزات زنان درون ایران علیه حجاب، نگاهی به مفهوم حجاب و ابعاد گوناگون آن بیاندازیم و ببینیم که به ویژه بعد فرهنگی حجاب، یعنی حجاب واژه ها، چگونه زنان را از حرکت باز می دارد. ...


Boosters

Members who have given this post a Boost with their Coins
Writers, creators, commenters and curators get paid when people like you Boost their content. Learn More...

3 comments

Best   /  Newest   /  Oldest
Tahereh Tahereh (@Tahereh) Pinned comment
باز-ارزش گذاری واژه ها

بهترین راه مبارزه با فرهنگ سنتی شرم و حجاب اینست که بار ارزشی واژه های مربوط به زن و بدن زن و هر آنچه را که به زن و زنانگی مربوط می شود، بازتعریف کنیم.

پستان، پستان بند، قاعدگی، ... و واژه های دیگر را به کار گیریم و از آنها نهراسیم. همه واژه ها پاک هستند و هیچ شرم و گناهی ندارند. همانطور که صحبت مجرد درباره جرم کسی را مجرم نمی سازد، صحبت مجرد درباره حریم خصوصی کسی را وارد حریم خصوصی نمی سازد. ما باید بتوانیم درباره همه چیز، حتی درباره اینکه چرا واژه های رکیک ناپسند هستند، گفتگو کنیم. بایستی بتوانیم تک تک این واژه ها را کالبدشکافی کنیم، تاریخچه آنها را بیرون بکشیم و بار اخلاقی و پیرایه های اجتماعی و مذهبی را که به هر واژه بسته شده مورد بازبینی قرار دهیم. ما زنان حق داریم سهم خود را از آگاهی و آگاهی رسانی و آگاه سازی بگیریم. آگاهی فقط و فقط از راه واژه ها امکان پذیر است. بایستی واژه ها را آزاد سازیم تا بتوانیم آگاهی را امکان پذیر سازیم. به کارگیری واژه های مربوط به بدن ما و زنانگی ما به حریم خصوصی هیچ کس بر نمی خورد زیرا که ما خودمان صاحب بدن خودمان هستیم و حق داریم همه واژه های مربوط به بدن خودمان را به کارگیریم. و بدون هیچ ترس و هراس از تهمت و افترا و تحقیر همه واژه ها را به کار گیریم.

واژه ای را که نام آلت تناسلی است به کار گیریم. این واژه چه فرقی با واژن و مهبل دارد؟ همان است، فقط بار ارزشی سنت های کهنه فرهنگ زن ستیز را با خود دارد. بیایید آن را از فرهنگ مرد محور پس بگیریم و از آن خود سازیم. نام اندام های بدن خود را همان که هستند بشناسیم: نام اندام های بدن، مانند دست و پا و چشم و ابرو، بدون مفهوم رکیک. ( صادقانه بگویم: من نگران هستم که اگر آن را در اینجا بنویسم، شما به خواندن مطلب ادامه ندهید. از این رو، با حفظ احترام به فرهنگ کنونی و عادت های شما تلاش می کنم فقط با اشاره، مفهوم اصلی را با شما در میان بگذارم.)

این حق ماست که بار ارزشی منفی را از زنانگی و جنس زن بزداییم.
آیا می توانیم خود را از قید سنگین شرمی که ناموس مرد بودن به ما تحمیل کرده رها سازیم؟
آیا می توانیم باور کنیم که ما به عنوان زن انسان مستقل هستیم و حقوق شهروندی ما و حقوق بشر ما از جمله شامل حق استفاده از واژه های مربوط به بدن ما می شود؟ آیا می توانیم درباره بدن مان بدون ترس از روسپی خوانده شدن و شرم از بی حیا به نظر آمدن و هراس از تجاوز صحبت کنیم؟
آیا می توانیم در حوزه عمومی به بیان حقیقت های ساده مربوط به زندگی مان بپردازیم مانند این که ما عادت ماهانه داریم، یا اینکه عادت ماهانه بند می آیند و زایبندی به سراغ مان می آید و درباره زندگی روزمره مان به عنوان زن صحبت کنیم؟
وانمود کردن به اینکه ما انسان غیرجنسی هستیم را کی می خواهیم کنار بگذاریم؟
مگر قرار است که حجاب پارچه ای را به دور افکنیم ولی حجاب های فرهنگی را همچنان حفظ کنیم؟
See More
0 +
 
Tahereh Tahereh (@Tahereh) Pinned comment
نقش واژه ها در مبارزه با حجاب

ما زنان اگر خود را همانطور که هستیم نپذیریم، چگونه می توانیم از مردان بخواهیم که ما را و حقوق برابر ما را بپذیرند؟

چگونه می توانیم با حجاب های فرهنگی مبارزه کنیم و زن بودن خود را بپذیریم و از جنس خود شرم نکنیم؟

چگونه می توانیم شرم زن بودن را کنار بگذاریم هنگامی که همه ی واژه های مربوط به جنس ما و اندام جنسی ما زشت و رکیک و قبیح است؟ چگونه می توانیم با حقوق جنسی خویش آشنا شویم هنگامی که صحبت از جنسانگی و هویت جنسی و رابطه جنسی تابو شده و وقاحت و بیشرمی و دریدگی را می رساند؟

یکی از راه های کنار گذاردن آموزه های سنتی و مذهبی زن ستیز، ناآموزی است. ناآموزی آنچه که به ما آموخته شده، یعنی تعریف دوباره ی ارزش های اجتماعی و انسانی. و این کار با تعریف دوباره ی بار ارزشی واژه ها آغاز می شود.

واژه ها ابزار انتقال مفهوم هستند. هنگامی که برخی واژه ها از دسترس ما دور هستند و نمی توانیم از آنها استفاده کنیم، در حقیقت از برخی مفاهیم و حوزه های بحث و گفتگو درباره آن مفاهیم دور می مانیم. در نتیجه، آگاهی ما در زمینه بخشی از مفاهیم که واژه هایش در دسترس ما نیست، محدود می ماند. آگاهی حق ماست و نباید حد و مرزی داشته باشد، ولی حجاب فرهنگی روی بخشی از واژه ها را می پوشاند و رشد آگاهی ما در زمینه ی بسیاری از مفاهیم را سد می کند.

از آنجایی که در فرهنگ فارسی واژه های جنسی کاملا ممنوع شده و کسی آنها را به کار نمی برد، آگاهی ما نیز در این زمینه به اندازه ای محدود است که حتی نمی دانیم که چقدر نمی دانیم! برای نمونه، شمار اندک واژه هایی که ما در فرهنگ خود برای مشخص کردن رفتارهای خشونت آمیز جنسی داریم، نشانگر فقر فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ما در زمینه مبارزه با خشونت علیه زنان است. به تازگی برخی مشکلات و مسائل بهداشتی و جسمانی، از ناباروری زنان و مردان گرفته تا رشد طلاق و تجاوز به محارم، باعث شده که برخی گفتمان های پزشکی و روانشناسی در حاشیه ها مطرح شود و حتی تلاش می شود که در زمینه برخی مفاهیم جنسی روشن سازی شود. اما برای کسی که یک عمر با فرهنگ شرم و حیا بزرگ شده، پذیرفتن چنین گفتگوهایی آسان نیست مگر اینکه پای اجبار برای درمان و ازدواج و طلاق در میان باشد.

واقعیت اینست که هر واژه ای که مربوط به "جنس" است، به ویژه اگر مربوط به جنس زن است، به شدت تابو شمرده شده و دارای بار ارزشی بسیار منفی است به طوری که استفاده از آن در حوزه عمومی ممنوع است و اگر کسی آنها را به کار ببرد، وقاحت به کار گرفته است. بسیاری از این واژه ها "رکیک" شمرده می شوند. چرا؟
See More
0 +
 
Tahereh Tahereh (@Tahereh) Pinned comment
بار فرهنگی حجاب

بار فرهنگی حجاب بس سنگین تر و گسترده تر از بار مذهبی حجاب است. این بار به گونه ای سنگین است که کنار گذاشتن فرهنگ حجاب حتی برای زنانی که دیگر به اسلام هم اعتقادی ندارند، بس دشوار و گاه حتی غیرممکن است.

فرهنگ حجاب، یعنی فرهنگ حجب و حیای زن.

حجب و حیا برای زن ارزش است. صحبت از زن بودن، یعنی هر آنچه که زن را از مرد متفاوت می سازد، بایستی که باعث شرم شود. یعنی صحبت از جنس، رابطه جنسی، اندام های جنسی، و هر آنچه که به جنس زن مربوط می شود، مایه شرم و حیاست. زنی که شرم و حیا ندارد، زنی بی حجاب است که بی ارزش است، پست است، فرودست است، و هر چه بیشتر شرم و حیا را کنار بگذارد، بیشتر به روسپی نزدیک می شود.

شرم از جنسی بودن، یعنی شرم از زن بودن. یعنی شرم از خویش بودن!

یعنی اینکه هویت زن همواره ناقص می ماند و به رشد کامل خود نمی رسد. زن با حجاب فرهنگی هرگز نمی تواند انسان کامل شود.

درباره زن نجیب و زن سلیطه پیشتر گفته ام و در اینجا بیشتر بدان نمی پردازم. نکته اینجاست که حجاب برای "نجیب" نگاه داشتن زن است. زنی که جرات ندارد سر خود را برهنه کند، برجستگی های بدن خود را به نمایش بگذارد، زنانگی خود را بپذیرد و حتی از بردن نام اندام های جنسی خود ابا دارد. زن نجیب با شنیدن یک کلمه رکیک سرخ می شود و زبانش بند می آید و سرش را پایین می اندازد و زبانش لال می شود. چرا؟

زنی که از اندام های بدن خودش شرم کند، عضو جنسی خودش را "شرمگاه" بداند، لذت جنسی را حق خود نداند، و با زن بودن خود به عنوان یک انسان نتواند کنار بیاید، انسان ناقصی است. انسان کامل خود را به تمامی، هر آنچه که هست می پذیرد و از موجودیت خودش شرمنده نیست، بلکه درباره همه جنبه های جسمانی و روانی و جنسی رشد خویش آگاهی به دست می آورد و برای تکامل خویش در همه زمینه ها می کوشد یا اینکه دست کم حق کوشش برای تکامل و بهره وری در همه ابعاد زندگی را برای خودش قائل هست.

حقوق جنسی یک گفتمان جدید در حوزه حقوق بشر است. بدون داشتن فرهنگ حقوق بشر جنسی زنان آیا می توانیم زنان را از حقوق جنسی شان آگاه کنیم و وعده برخورداری از حقوق بشرشان را به آنها بدهیم؟ زنانی که قربانی قتل های ناموسی می شوند، قربانی ازدواج در کودکی (بخوانید تجاوز با مجوز قانونی و اجازه والدین) می شوند، قربانی افضا می شوند، زنانی بدون آنکه کودکی را تجربه کنند بار بچه داری را به دوش می کشند، زنانی که بدون آن که لذت هم آغوشی را تجربه کنند موظف می شوند ابزار لذت هم آغوشی مردی شوند، زنانی که می آموزند لذت جنسی را به عنوان گناه بر خویش حرام سازند، زنانی که می پذیرند در فضای عمومی باید خود را پنهان سازند، این زنان کی و کجا حتی از حقوق جنسی خود آگاه می شوند که بخواهند از آن برخوردار شوند؟

حجاب فرهنگی مانع از دید ابعاد انسانی زن می شود.
See More
0 +
 
More