Chahar Shanbeh Suri

28 +

The last Tuesday night of the Iranian year is known as Chahar Shanbeh Suri, the eve of which is marked by special customs and rituals, most notably jumping over fire. New York City resident Norma Lee Mahdavi lived in Iran from 1960 to 1967 and served as marketing director for the Iranian National Tourist Organization's New York office. Mahdavi recently let us sort through several boxes of official tourism slides taken in Iran and reproduced a few of our favorites.

پروازِ معلقِ چهارشنبه سورى در سالِ هزار و سيصد و چهل و پنجِ خورشيدى در يكى از خانه هاىِ قديمى و عمارت هاىِ آجرى جنوبِ تهران: خانه از آن خانه هاىِ قديمى و شلوغِ تهران است، از آن خانه هاىِ "قَمَر خانم" كه يك حياطِ بزرگ با حوض هاىِ آب در وسطِش داشت، يك باغچه پر از درخت و موزاييك هاىِ كَف خانه، ديوارهاىِ آجرى و بوىِ نم و رطوبتِ زيرزمين و آب انبار، شاه نشين ها و ايوان هاىِ نرده دار، و مردى از عمقِ محو و درخشانِ دهه چهلِ خورشيدى، كه با شلوارِ لى پاچه گشاد و سگك كمربندِ فلزى اش، با جليقه بافتنى و پيراهن، كه روىِ هوا مانده است. جالباسى پلاستيكى و از آن سبدهاىِ قرمز تورى، روىِ ديوار آن عقب، آويزان است. عده اى از روىِ ايوان دارند تماشا مى كنند، عكس را "نورما لى مهدوى" از بخشِ بازاريابى دفترِ نيويوركِ سازمانِ ملى گردشگرى و توريستِ ايران گرفته است. عكسى كه با توصيفات و جزيياتش براىِ اولين بار از "كافه نوستال" منتشر مى شود، در شبى كه آخرين چهارشنبه سال است، پروازى به دهه چهلِ محبوبِ من، از ميانِ خانه اى در تهران. استفاده از نوشته ها و عكس هاىِ كافه نوستال، با ذكرِ منبع و رعايتِ حقوق مولف، نشانه توجه شما به تاريخ و گذشته است. عكس هاىِ خود را براىِ شركت در پروژه "آرشيوِ خاطراتِ ايرانيان" براى ما ارسال كنيد.

Fireworks Wednesday at North Bawarda, Abadan, Provided by Gail VanWinkle Lydon 1960: Chaharshanbeh Suri is an Iranian festival celebrated by all Iranians such as Persian people, Azerbaijani people, and Kurdish people. The event takes place on the eve of the last Wednesday before Iranian New Year.

مراسمِ چهارشنبه سورى كارمندانِ بلندپايه شركتِ نفت و پريدن از ميانِ يك قلبِ آتشين در منطقه‌ "بوارده" در آبادان سالِ هزار و سيصد و چهل و يك خورشيدى: بوارده از ساختارِ معمارى انگلیسی برخوردار بود، خیابان‌های منظمی داشت و به موازاتِ هر خیابان نيز یك كوچه قرار داشت. دربِ جلو هرخانه رو به خیابان و دربِ عقب آن رو به كوچه بود، بوارده جنوبی و شمالی اختصاص به كارمندان رتبه پنج تا ده داشت. تا قبل از ملی شدن صنعت نفت تعداد خانواده‌های انگلیسی و هندی در این دو محله زیاد بود، اما بعد از این دوران ساكنان عمده‌ آن را كارمندان ایرانی تشكیل می‌دادند که تعداد اندكى خانواده‌ انگلیسی و اسكاتلندی نيز در ميانشان دیده می‌شد. منطقه‌ بوارده هم مانند "بریم" سرسبز و با نشاط بود و درختان انبوه و زیبایی در آن ‌وجود داشت و در اطراف خیابان‌ها باغچه‌هایی طراحى شده بود. مناطق شركت نفتی به ترتیب اهمیت و كیفیت و در رابطه با ساختار سلسله مراتبی عبارت بودند از بریم، بوارده، سیك‌لین، بهار، بهمنشیر، فرح‌آباد، پیروزآباد و جمشیدآباد. رمانِ "چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم" اثرِ زویا پیرزاد در همين روزها و سال ها در بوارده شمالی در آبادان روی می‌دهد.



Boosters

Members who have given this post a Boost with their Coins

0 comments

More